درتو پیدافرما فرهنگ ما ایین ما ازتوبرپا رایت دانایی ودانشوری
عبید زاکانی:
چو صبح رایت خورشید آشکار کند
ز مهر قبلة افلاک زرنگار کند
رسید موسم نوروز و گاه آن آمد
که دل هوای گلستان و لالهزار کند
عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم
تقویمها گفتند و ما باور نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم . . .
********************************************
مرا به غیر تو نبود پناه مهـدی جان
که من گدایم و هستی تو شاه مهدی جان
در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز
نگشت حاصل من غیـر آه مهدی جان . . .
********************************************
مولای من که خلقت عالم برای اوست
عرش خدا ذره ای از خاک پای اوست
ای دل گمان مبر که برضوی و ذی طوی ست
انجا که جای غیر خدا نیست جای اوست . . .
********************************************
هر کجا سلطان هست، دورش سپاه و لشگر است
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است؟!
با خبر باشید ایچشم انتظاران ظهور
بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است . . .
********************************************
بگو چگونه تو تدبیر می کنی اقا؟
چرا در امدنت دیر می کنی اقا؟
دل تمامی عشاق دوره گردت را
چقدر ساده غزلگیر می کنی اقا؟
********************************************
ماییم و دلی زعشق رویت سرشار
ای مرد خدا! سوار آیینه تبار
هر فاصله ترجمان دلتنگی ماست
بازآ و همه فاصله ها را بردار . . .
********************************************
خواهی که در پناه کرامات سرمدی
ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی
لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را
با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .
********************************************
ما منتظران لحظه دیداریم
از عطر گل محمدی سرشاریم
این حرمت و عزّت و سر افرازی را
از حُرمت انتظار مهدی(عج) داریم
********************************************
قائم آل نور، یا مهدی
عطر سبز حضور، یا مهدی
تا همیشه صبور می مانیم
در هوای ظهور، یا مهدی . . .
********************************************
سِرّی که فقط خدا از آن آگاه است
مهدی گل بی خزان آل الله است
ای منتظران حضرتش برخیزید
پیغام دوباره سحر در راه است . . .
********************************************
ای معطر ز عطر روی شما
باغ سبز بهار باور ما
با شما ما و یک جهان شادی
بی شما ما و یک دل تنها . . .
********************************************
جانی همه داغ انتظار است مرا
چشمی همه دم ستاره بار است مرا
از بس که گل لاله به دامن دارم
امید شکفتن بهار است مرا . . .
********************************************
ما زمزمه حضور را می فهمیم
معنای زلال نور را می فهمیم
از بس که به داغ انتظارت ماندیم
ای باوردل! ظهور را میفهمیم . . .
********************************************
از نسل گل و بهار و آیینه تویی
منظومه انتظار دیرینه تویی
ما منتظران وعده دیداریم
خورشید زلال روز آدینه تویی . . .
********************************************
تا نقش تو هست نقش آیینه ما
بوی خوش گل نشسته در سینه ما
در دیده بهار جاودان می شکفد
با یاد تو ای امید دیرینه ما . . .
********************************************
یک روز نسیم خوش خبر می آید
بس مژده به هر کوی و گذر می آید
عطر گل عشق در فضا می پیچد
می آیی و انتظار سر می آید . . .
********************************************
آهوی رمیده ای که بر می گردی
پیغام سپیده ای که برمی گردی
گفتیم شبی سیاه از غم داریم
انگار شنیده ای که بر می گردی . . .
********************************************
لبریز ترانه و نوایم با تو
از درد و غم زمان رهایم با تو
تو سبزترین بهار در جان منی
سبز است تمام لحظه ها یم با تو . . .
********************************************
یک عمر به انتظار ماندیم همه
غمدیده و بیقرار ماندیم همه
بازآ که شکست، دل ز یاد غم تو
بی روی تو بی بهار ماندیم همه . . .
********************************************
ای وسعت آسمان آبی
آیینه سبز آفتابی
رخشنده ترین ستاره عشق
ای کاش به شام ما بتابی . . .
********************************************
ای روشنای راه سبز رستگاری!
از چشمه چشم تو نور عشق جاری
می آیی از سمت حضور باور من
می آیی و پیغام سبز عشق داری . . .
********************************************
دیدیم ترا دوباره بر می گردی
از باغ پر از ستاره برمی گردی
گفتند که چاره نیست بر درد فراق
انگار! برای چاره برمیگردی . . .
********************************************
تا وعده قیامت تو صبر می کنیم
بر داغ بی نهایت تو، صبر میکنیم
ای از تبار آینه و آفتاب و عشق
تا مژده زیارت تو، صبر میکنیم . . .
********************************************
غریب آشنا ما را صدا کن
زدست غصّه دلها را رها کن
اسیر دردهای انتظاریم
به لطفی دردهامان را دوا کن . . .
********************************************
ایدل ایدل! آشنایی می رسد
ناله ها را هم نوایی می رسد
ما که از عشق و جنون آکنده ایم
کارمان آخر به جایی می رسد . . .
********************************************
ماندیم به داغ انتظارت، مددی
ما و غم ودرد بی شمارت، مددی
دلخسته از این غمی که در ریشه ماست
در آرزوی فجر بهارت، مددی . . .
********************************************
ای راحت دل، قرار جانها برگرد
درمان دل شکسته ما، برگرد
ماندیم در انتظار دیدار، ای داد
دلها همه تنگِ توست آقا برگرد . . .
********************************************
ای نور خدا به وسعت آیینه
آگاه ز راز خلوت آیینه
یک لحظه بتاب در شب تنهایی
سوگند ترا به حرمت آیینه . . .
********************************************
دل گفت: زراه آشنا می آیی
از جاده سرخ کربلا می آیی
یک روز ز روزهای زیبای خدا
یک روز به دلجویی ما میآیی . . .
********************************************
دوست دارم که یک شب جمعه
صبح گردد به رسم خوش عهدی
ناگهان بشنوم زسمت حجاز
نغمه ی دلخوش انا المهدی
********************************************
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گرد
نصف بد بختی های این دنیا
از فقدان صراحت و کتمان
حقیقت ناشی می شود
رای مردهای مجرد باید مالیات سنگینی مقرر شود
چون این انصاف نیست که شادتر از بقیه زندگی کنند!
.
.
توماس ادیسون در بیانیه ای یاد آوری کرد
من فقط برق رو اختراع کردم
جان مادرتون واسه قبضش به من فحش ندین !
.
.
مردی در سالن بدن سازی از مربی خود میپرسد:
با کدام دستگاه کار کنم؟
میخواهم آن دختر زیبا را تحت تاثیر قرار بدهم
مربی گفت : از دستگاه خودپرد از بیرون سالن استفاده کن !
.
.
.
طبق آخرین تحقیقات در سه ماه سال جاری
تنها درآمد ما … پدرمان بوده است !
.
.
جهت ترویج فرهنگ اشتغال زایی ، هم اکنون شما به سرکار رفتید !
.
.
عاشقانه ترین حرف دوران نامزدی
“اول تو قطع کن” !
.
.
ﻣﻦ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﺎ یکی ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﯾﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯی هاﻡ ﻭ ﺑﺪﻡ ﺑﻪ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﺎ !!!
.
.
مهمترین اعضای بدن “دل” و “دماغ”ند
که اگر دنیا را داشته باشی و این دو را نه، هیچ نداری !
.
.
.
هر وقت من کلید موفقیت رو پیدا میکنم
یه نفر قفل رو عوض میکنه !
.
.
.
سوال امتحانی تو شهر حیف نون : احمدشاه قاجار را فقط نام ببرید !
.
.
چیستان :
آن چیست که هیچکس ندارد وهمه توقع دارند تو حتما آن را داشته باشی
جواب : اعصاب !
.
.
خوبی که از حد بگذره طرف فکر میکنه خبریه
والا خبری نیست ما ذاتا خوبیم !
.
.
دوست عزیز
خیلی مایلم دعوت شما را بپذیرم و به زندگی تان بیایم،
اما متاسفانه نمی توانم. لطفا برنامه های خود را بخاطر من تغییر ندهید!
با احترام فراوان
امضا:(شانس) !
.
.
حیف نون میره رستوران فرنگی ،از گارسون میپرسه : غذا چی دارین؟
گارسون جواب میده:کاستی دگیلین کوفیتوستا با لیمو
حیف نون میگه : کاستی دگیلین کوفیتوستا با چی !!؟
.
.
ای دخترانی که ملاک انتخابتان خودرو طرف است ،
بدانید و آگاه باشید که همانا پس از مدتی همچون روغن موتور آن خودرو تعویض می شوید !
.
.
یک منبع ناشناس که نخواست نامش فاش شود،
خبری را اعلام کرد که نخواست پخش شود !
.
.
.
هیچ چیز بدتر از شمارههایی نیست که تو گوشیت سیو میمونند
فقط برای اینکه
اگه یه روزی دوباره تلفنت زنگ خورد، بدونی که نباید جواب بدی !
.
.
حیف نون از دوستش میپرسه : توک چشم کجاست؟
دوستش میگه چشم که توک نداره
میگه:پس چرا خواننده میگه توکه چشمات خیلی قشنگه !؟!؟
گلمیشـهم فغـانـه، یانـه – یانـه عمّه
گؤزلهریم ساتاشدێ، خئیزهرانه عمّه
عمّـه بیر علاج ائیلـه
بۇ یزیده سن سؤیله
وۇرماسێن بابامێ (2)
قلبیم اوْدلانێبدێر، آتهش-ی-فراقـه
کیم وۇرار بۇ نوعی، خئیزهران دوْداقه
گؤزلهریم فدا اوْل، قان آخان دوْداقه
یانمێشام فراقیندان
قان آخێر دوْداغێندان
وۇرماسێن بابامێ (2)
ظۆلم ایلهن تالاندێ، خانمانیم عمّه
قانینه بوْیاندێ، باغبانیم عمّه
یاندێ ظۆلم الیله، آشیانیم عمّه
طشت-ی-زرده قان داشدێ
فاطیمه باشێن آشدێ
وۇرماسێن بابامێ (2)
وئر ایجازه عمّه، بۇ غریب-وْ-زاره
یالوارێم یزید-ی-شوم-ی-بد شوعاره
بۇ شیرین زبانه، ائیلهسه نیظاره
ظۆلم ایله بئله دۇرماز
شاهه خئیزهران وۇرماز
وۇرماسێن بابامێ (2)
سیننیم آزدێر عمّه، غرق-ی-نیسگیلهم من
کشتی-ی-بلایه، امن ساحیلهم من
رحم ائدهر دانێشسام، چون شیرین دیلهم من
گؤرسه زۆلفیمی افشان
رحم ائدهر اوْ بیایمان
وۇرماسێن بابامێ (2)
خئیزهران اوْ باشێ، سالدێ پیچ-وْ-تابه
گلدی آیرێ غوصصه، بۇ دیل-ی-کبابه
گؤزلهرینی آچدێ، باخدێ بیر روبابه
یاندێ قلبیمیز یاندێ
لبلهری دوْلۇ قاندێ
وۇرماسێن بابامێ (2)
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و ادم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است
عید سعید غدیر مبارک
جک و لطیفه کودکانه
یک روز یه دختر کوچکی در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزی می کرد نگاه میکرد. ناگهان متوجه چند تار موی سفید در بین موهای مادرش شد. از مادرش پرسید : مامان چرا بعضی از تارهای موهای شما سفیده؟
مادرش جواب میده : وقتی تو یه کار بدی انجام میدی یکی از تارای موی من سفید میشه!
دختر کوچولو کمی فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهای مامان بزرگ سفیده!!
*****************
جوک کودکانه
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه ها عکس یادگاری بگیره. معلم هم داشت بچه ها رو تشویق می کرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت : ببینید چقدر قشنگه که سال ها بعد وقتی همه تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگویید: این احمده ، الان دکتره یا اون مهرداده الان وکیله .
یکی از بچه ها از ته کلاس گفت : این هم آقا معلمه الان مرده!!
*****************
جک کودکانه
بچه ها در نهار خوری مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یه سبد سیب بود که روش نوشته بود : فقط یکی بردارید خدا ناظر شماست. در انتهای میز یک سبد شیرینی و شکلات بود. یکی از بچه ها روش نوشت : هر چند تا میخواهید بردارید! خدا مواظب سیب هاست!!!
*****************
معلم:جمع درخت چی میشه
دانش اموز:جنگل؟؟؟؟
*****************
لطیفه برای کودکان
سال 2200 پسره از مامانش میپرسه مامان من چه جوری به دنیا اومدم. مامانش جواب میده از اینترنـت دانلودت کردم
*****************
جک برای کودکان
معلم: بگو ببینم آفریقا کجاست؟شاگرد: (با گریه) آقا اجازه، چرا هر وقت یک چیزی گم میشه از من می پرسید!؟
*****************
جوک مخصوص کودکان
معلمه انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه،معلمه ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد
*****************
لطیفه مخصوص کودکان
پدر: پسرم این گلها را از کجا آوردی؟پسر: از خونه همسایه.پدر: اون میدونه که تو گلهاشونو چیدی؟پسر: پس چی که میدونه، تا همین دم در داشت دنبالم میدوید
*****************
سایت مخصوص کودکان
معلم: چرا رفته هستم غلط است؟شاگرد: آقا اجازه، برای اینکه شما هنوز نرفته هستید
*****************
سرگرمی برای کودکان
معلمی در کلاس علوم از دانش آموزی پرسید:« با دیدن پای این حیوان، نام حیوان را بگو.» دانش آموز هر چه به پایی که در دست معلم بود نگاه کرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتی گفت: «بگو اسمت چیه تا برایت یک صفر بگذارم.» دانش آموز پایش را از کفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روی پای من بگویید اسمم چیه»
*****************
تفریح برای کودکان
معلمی از دانش آموزانش پرسید : اگر طول اتاقی پنج متر باشد و عرض آن سه متر باشد من چند سالم هست؟!!!! یکی از دانش آموزان گفت : 48 سالتونه. معلم گفت : از کجا فهمیدی؟ دانش آموز گفت : از اونجایی که یک پسرخاله دارم نیمچه خل هست و 24 سال داره. با این حساب شما 48 سال دارید!!!
الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر .
الهى چون تو حاضرى چه جويم و چون تو ناظرى چه گويم .
الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب،
الهى آن خواهم كه هيچ نخواهم .
الهى اگر تقسيم شود به من بيش از اين كه دادى نميرسد فلك الحمد .
الهى ما را ياراى ديدن خورشيد نيست، دم از ديدار خورشيد آفرين چون زنيم .
الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم .
الهى انگشترى سليمانيم دادى انگشت سليمانيم ده .
الهى اگر از من پرسند كيستى چه گويم .
الهى هر چه بيشتر فكر مى كنم دورتر ميشوم .
الهى تو پاك آفريده اى ما آلوده كرده ايم .
الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار .
الهى فرزانه تر از ديوانه تو كيست .
سوی نهر میرفتی فکراب بودی تو
تشنه بودی ولب را ذره ای نکردی تر
ازتوتشنه تربودند بچه های پیغمبر
فرق علی از هم گردیده جدا
واویلا واویلا وا مصیبتا
****
نفس رسول الله شد نقش زمین ناله زند از دل جبریل امین
قد قُتِل ابن عم المصطفی
واویلا واویلا وامصیبتا
****
افتاده در محراب قرص آفتاب محاسن مولا شدزخون خضاب
حضرت صدیقه شد صاحب عزا
واویلا واویلا وامصیبتا
****
سجاده خون گرید برمولاعلی فریاد محراباست ذکریا علی
قرآن گشودند از فرق مرتضا
واویلا واویلا وامصیبتا
****
روی علیازخون لالهگون شده تمام دین نقش خاک وخون شده
دست خدا حیدر افتاده ز پا
واویلا واویلا وامصیبتا
****
حسین و عباس و زینب وحسن پیراهن ماتم پوشیده به تن
دور پدر گردند با «یا ابتا»
واویلا واویلا وامصیبتا
زخم تو زخم جگر عالم است یا علی
بر تو و بر زخم جبینت سلام صبح و شام
با غم تو شادی عالم غم است یا علی
رفت تن پاک تو ای جان پاک زیر خاک
بی تو جهان خیمهای از ماتم است یا علی
بی تو رود بر فلک از قعر چاه آه آه
چاه به غمهای دلت محرم است یا علی
سوخت ز داغت دل سوزان ما جانِ ما
گریه به داغ دل ما مرهم است یا علی
کعبۀ اسلام نهان در گل است مشکل است
دیده یاران ز غمت زمزم است یا علی
خون تو اشک بصر انبیاست اولیاست
هر چه بگریند ز داغت کم است یا علی
بهر نجات همه افروختی سوختی
پاسخ تو ظلم بنیآدم است یا علی
حق تو ای فرق تو از هم جدا شد ادا
زخم جبینت سندی محکم است یا علی
اینکه به شعرش شرر افروخته سوخته
زخم سرت بر جگر «میثم» است یا علی
دختر فاطمه را رخت ماتم به تن است
ای یتیمان همه از بهر پدر گریه کنید
بر غریبی علی تا به سحر گریه کنید
یا علی وای علی یا علی وای علی
کوفه بی صبر و شکیب مسجد کوفه غریب
همه گویند حبیب گشته مهمان حبیب
فاطمه گریـه کند بـر غم پیوسته او
مصطفی بوسه زند بر سر بشکسته او
یا علی وای علی یا علی وای علی
بر همه معلوم است که علی مظلوم است
او که میزان حق است از حقش محروم است
دوست دارم که روم خیمه به صحرا فکنم
تـا قیـامت بـه غریبی علی گریـه کنـم
یا علی وای علی یا علی وای علی
پیر بیمار فقیر دیگر آرام نگیر
در غم شیرخد ا تو هم از غصه بمیر
نشنـوی در دل ویـرانـه دگر بـوی علی
شسته از خون شده هنگام دعا روی علی
یا علی وای علی یا علی وای علی
غصهاش سنگین بود چهرهاش خونین بود
بعد یک عمر وفا اجر و مزدش این بود
عالم از غصه و غمهای علی بیخبر است
اهل عالم! علی از فـاطمه مظلومتـر است
یا علی وای علی یا علی وای علی
آرزو دارم ز داغ فاطمه هر دم بمیرم
همچو شمعی در شبستان سوزم و کم کم بمیرم
جــان اوسته يــم ای محرم اسراريم عم اوغلی
گـــل گوزلــريـمـی باغـلا گوزل ياريم عـم اوغلی
(گل ای شه خوبـان ¤ زهـرا سنه قـربان)
ســون لـحظه لـريـمـدی منيـم ای مـظــهر داور
گــل بير بـاشـيـم اوسته اُوتـی ای پـير سخنور
بـيــر درد ديــــل ايــله مــنـيـلـه بــــو دم آخــــــر
آغــــلار بــــو يـانـار حــالـيمه گـويـلـرده ملک لر
گل داديمه ای غم گونی غم خواريم عم اوغلی
بـــو لــحـظـه غــنـيـمـتـدی ايــا سـرور خـوبـــان
گـــل بـيـر يـوزيـوی قـوی يـوزيـمه آغلاشاق الان
بـيـر عـمـری سنه هــمـدميدوم ای گــل رضوان
گـــل سنده يامان گـــونده منيم حاليمه بير يان
سنسيز بيلوسن يــوخدی هـواداريم عم اوغلی
زنــــدان بــــلا اولــــدی مـنــه عــــالم فــــــانـی
بـــو چــــرخ جـفـا سـايـمـوری هيچ پير و جوانی
جـسميمدن ايــا شـيـعـه لـــريـن روح و روانـــی
آلــدی در و ديـــــوار آراســی تـــــاب و تــــوانـی
مـــحشر يــارادوب ضـربـت مسماريم عم اوغلی
بــــــو دار فــنـــا اولــــــدی مـنـه وادی مــحـنـت
قــويــدی منی آز عمـريده خوش گونلره حسرت
هــر يــــرده آديــــم ديـــــــون ثــــانـــيــه لـعـنـت
درک ايـتـمـدی ويـــرمــازلا گـولـه بير بيله ضربت
نـامـرديــدی چـوخ دشمن خونخواريم عم اوغلی
ای شـيـر خــدا شــــاه نجف، مــــــــظهـر تـقـوا
جـانـانـيـوی درک ايله كـه جان اوسته دی زهـرا
دای گــيتمـه لــيـرم مــندن ال اوز ای شــه والا
دفــن ايـلـه مــنـی نـصـف شـب ای مــاه دل آرا
قـوی ئولـمگيمی بيلمسين اغيـاريم عم اوغلی
تـاپشـوردوم عـم اوغـلـی سنـه دورت نور عينی
بــو بـخـتـی قــــرا زينب و كـلـثــــوم حــــزيـنـی
خونـيـن جگـر اوغلـوم حسنی، يالقوز حسينی
ســال يــاديـــوه بـيـر لـحـظـه حـــديـث ثـقلينی
ای نــاطــق قـــرآن ، شـــه ابـراريـم عم اوغلی
زيـبــا آديـــوی ذكــر ايـلـمـک روحــــه صـفــادی
درد اهــلی بـيـلـر كــی آدون هـــر درده دوادی
آغــــلار گوزيـمـی آغـلادان اشعـــار «فـتــادی»
چـــون عــــاشـق دلـبــاخـتـــه ی آل عـــبـادی
بـيـر گـون اولاجـاقــدور اودا زواريــم عم اوغلی
التماس دعا
