1-آن چیست که چه پرباشدوچه خالی وزنش یکی است
2-یک زن وشوهرهفت پسردارندوهرپسریک خواهراین خانواده چندنفرند
3-آن چیست که دررادیو ودریامشترک وهردوآن رادارند
4-آن چیست سفیداست قندنیست ریشه دارد درخت نیست
5-آن چیست سخت است ولی سنگ نیست تخم می گذاردومرغ نیست چهارپا داردوسگ نیست
6-چه پرنده ای است اگرنامش رابرعکس کنیم نام پرنده دیگری می شود
7-آن چیست که باگریستن اسمان اشک آن روان می شود
8-بالای آن جای حساب است،پایین آن بازی تاب است
9-آن کدام گیاه است که اگرنصفش کنی نیم آن لنگ ونیم دیگرش غصه باشد
10-آن چیست به قدر یک گلابی ست.هم سرخ وسفیدوسبزوآبی ست.مه نیست ولی چوماه روشن.بی جان بود وستانداوجان.محفوظ همیشه درحبابی ست
11-آن چیست که پراشک بود دامن او.ازدورچه استخوان نماید تن او.می سوزدومی گویدواین شدفن او.خواهی که شودزده بزن گردن او
12-آن چیست می خوردخون سیاه می رود راه سفید
13-آن چیست اولم هست خانه ومسکن .دومم کشوری ورای ختن.همه ام هست جزوادویه.طبع شدگرم ازان وتنددهن
14-آن چیست من می روم واومی ماند
15-سه دکان تودرتواولی چرم فروش دومی پرده فروش سومی یاقوت فروش
16-آن جیست درختی راکه ایزدآفریده.دوده شاخه بهرش برگزیده.که به هرشاخه ای سی برگ دارد.به هربرگش دودانه میوه دارد
17-آن چیست که همه خورده اندجزحضرت آدم
18-آن چیست که همه می بینندولی خدانمی بیند
19-آن چیست که همه دارندولی اکرم (ص) ندااشت
20-آن چیست که خداوند آن رابه زنان واگذارنکرد
21-آن کدام زمین است که ازاول خلقتش تاکنون فقط یک بارخورشید به آن تابیده
22-آن کدام یکی است که دونمی شود وکدام دوتااست که سه تانمی شود
23-چهارحرف است نام مطلوبی.که تمنای اهل عالم گشت.هست جهانی چنان عجیب.یکی اگرکم کنی بماندهشت
24-آن چیست که مالک ازداشتن ان بی نصیب ومستاجردارا است
25-آن چیست که با یک نجوا می توان شکست
26-آن چیست که دوچشم دارد و وقتی انگشت به چشمانش فرو می کنی گوشهایش تیزمی شود
27-آن چیست که درهرقرن یک بارودرهردقیقه دوبارمی آیدولی درسال هیچ وقت نمی آید
28-آن چیست که برخی حیوانات دردهان وبعضی دردم دارند
29-آن کدام سه هست که هرگزچهارنمی شود
30-از قول من و تو قصه ها مي گويد.آن چيست كه بي زبان سخن مي گويد.بي پرده ز كار اين و آن مي گويد. با آن كه در او نيست نه دندان و نه لب.بي هدف ره مي برد با قلب خون
31- چيست آن ، كز چشمه اي آيد برون.مي شود از سنگ سختي سر نگون.مدتي بر دشت خشكي چون برفت.بيرون و درون شهر جايي دارد
32- آن چيست كه ارغوان قبايي دارد.مانند دم موش پايي دارد. گرد است و مدور است و تاجش بر سر.صد پاره تنش ، ولي ز يك پايه نگون
33- آن چيست كه روز مي نمايد شبگون.همچون دل عاشقان فرو ريزد خون.چون دست به او نهي زند اندازه فزون.اندر وسطش كشتي قير اندوده
34- جامي است در او آب خوش و آسوده.بر جاي نشسته و جهان پيموده.كشتي باني در آن به رنگ دوده.خود جامه همي بافد و او باشد عريان
35-آن چيست كه خودريسد و خود بافد جامه.پوست در پوست گرد يكديگر
36- چيست آن گرد گنبد بي در.رخش از آب ديده گردد تر. هر كه بگشايد اين معما را.گاهي حلال و طيب .گاهي حرام مطلق
37- آن چيست گرد و كوچك ، آويز و معلق.گرد است و دراز و در ندارد
38-آن چيست كه پا و سر ندارد.جز نام دو جانور ندارد اندر شكمش ستارگانند.اندام ظريف چون صنوبر دارد
39-آن چيست قباي زرد در بر دارد.تلخ است ولي طعمي چو شكر دارد زرد است و معطر آيد به مشام.با هزاران سوار مي گردد
40- چيست آن پادشاه هفت اقليم.آمد و فوج شاه در پيچيد ناگهان يك سوار زرد نقاب.چار پاست ، نه كه گاو است
41- سخت است نه كه سنگ.بيابان گرد است نه كه مرد است . تخم ريز است نه كه مرغ است.كليد آهنين قفلش گشايد
42- كدام است گنبدي كه در ندارد.زهر بچه دو صد مادر بزايد،هزاران بچه دارد در شكم بيش.كه ندارد به آشيانه قرار
43- چيست آن مرغ آتشين منقارو قنا عذاب النار ؟ شب و روز اندر آب مي گويد.سرخ و سبز و سپيد پوشيده
44- چيست آن لعبت پسنديده.با دو صد احترام خوابيده ؟ در ميان دو كاسه چوبين.رخت سيه و سبز كلاهي دارد
45- آن چيست كه در برگ پناهي دارد.من در عجبم كاين چه گناهي دارد؟ پوستش بكنند و سينه اش چاك كنند.گر آب تني كني، تنش آب شود
46- آن چيست كه در سه و قت كمياب شود.گر سرد شود ، زندگي از سر گيرد؟ گر گرم شود گريه كند تا ميرد.از خمي هر دو سر به هم دارد
47- اين چه باشد كه پشت خم دارد.صد مني را به پشت بر دارد ؟ وزن او نيست خود به صد مثقال.پرنيان پيكر و آهن دل و فولاد پر است
48-آن چه مرغيست تا اوج هوا رهسپاراست.كاندرين صحرا بديدم يك عجايب جانور
49-يك معما از تو پرسم اي حكيم پر هنر.پاي او مانند اره ، شير سينه، اسب سر، مور چشم ،مار دم ،كركس پرو عقرب شكم.نيم پر شد پر تهي ، يعني چه چيز
50- يك معما با تو دارم، اي حكيم با تميز.مرغ آتشخوارم و آتش پر و بال من است
51-بلبل اين باغم واين باغ بستان من است.هر كه حل كرد اين معما پيرو استاد من است. استخوانم نقره و اندر شكم دارم طلا.كه آتش در ميان آب مي گشت
52- عجايب صنعتي ديدم در اين دشت.دو اسم زنده دارد از دو حيوان
53- عجايب لعبتي زرد است و بي جان.رعنا پسران شوخ و دلكش دارد
54- شيراز پري رخان مهوش دارد.بنگر كه دلم از تو چه خواهش دارد از هر سر مصرعي حروفي بردار.نه در دارد نه ديوار و حصاري
55- عجايب گنبد والا تباري.درونش هست لشكر بيشماري .بنازم قدرت پروردگاري.پريرويان به بستان تازه ديدم
56- عجايب صنعت ناديده ديدم.به يك محمل دو صد دردانه ديدم! چو دست بردم گل از باغش بچينم.همه چادر سفيد سينه بلوري
57- از آن بالا مياد يك دسته حوري.چون به سن سي رسد بچه شود!
58- دختري چهارده ساله بالغ شود.پرش سيب و گلابي
59-دستمال آبي آبي .چشمه آبش را ببين شط فراتش را ببين
60- گنبد سرخ چمني ،توش گل سرخ يمني.لب تا لب آن ميان زنجير است
61- در خانه ما درخت انجير است.آبش بخورم كه گوئيا چون شير است! خنجر بكشم ميانه را پاره كنم.اهل حقه تمام سر بسته
62- حقه اي ديده ايم در بسته.صاف و رنگين به يكديگر بسته! همه ياقوت رنگ و لعل صفت.داس ظفرم چو كشت دولت دروند
63-من خود كج و راستان زمن راست روند.از هر طرفي زمزمه زه شنوند! پشت از پي خدمت چه كنم خم كه و مه.زنده نبود تا نكني زاتش بريان
64- چيزي چه بود مرده به يك كنج نهاده.سرش تا نبري نگويد خبر ؟
65-چه چيز است ، مرغي است بي بال و پر.صد پاره تنش بود ولي به يك پاي نگون
66- آن چيست كه روز مي نمايد شبگون.همچون عاشق زچشم او ريزد خون؟ چون ناز كني تنش ز اندازه فزون.به شباهت نظير يكدگر است
67- آن چه باشد كه زرد مثل زر است.معدنش در ميان دشت و در است ؟ قيمت آن بسي گران نبود.پاي او غرق در دل خاك است
68- آن چه باشد كه سر بر افلاك است.گوشت شيرين و استخوان چاك است ؟ رنگ او سرخ و زرد و گاه سياه .اندر صف مردان خدا جا دارد
69- آن چيست كه جا به كوه و صحرا دارد.سيصد سر و ده شكم دو صد پا دارد از هيبت او جمله بلرزد عالم.مشاطه زلف دلبران است
70- آن چيست كه پيك عاشقان است.رقص چمن از نواي آن است ؟ خنديدن گل ز بوسه اوست.روز و شب گردد و قدم نزند
71- چيست گردنده يي كه دم نزند.برف بارد و ليك دم نزند ؟ نعره او به سان شير بود.اهل حقه ، تمام سر بسته
72- حقه اي ديده ايم در بسته.صاف و رنگين به يكديگر بسته! همه ياقوت رنگ و لعل صفت.وز آتش سرخش تاج و افسر دارد
73- اين چيست كه تاج نقره بر سر دارد.بر گردنش از هر طرفي زنجير است ؟ نا كرده گناه روي او چون قير است.جفتند ولي زهم جدايند
74- يك جفت كبوترند ابلق.از كالبدشان برون نيايند پرواز كنند گرد عالم.برسر هر شاخ او سه دختر افسونگر است
75- اژدري ديدم كه او چارشاخ اندر سراست.هر پسر را بيست و چار فرزند ديگر درخور است برسر. هردختري بنشسته باشد سي پسر.اندر كف مهوشان موزون گردد
76- آن چيست كز او حسن بت افزون گردد.چون آب بدو رسد همه خون گردد،سبز است تنش تا نرسد آب،بدوكهربا پيكر و آدم دم و فولاد سر است؟
77-آن چيست كه برسينه خصمش گذرست.بار دوم كه زاد جان آورد!
78- بار اول كه زاد بي جان بود.در يك گلاب پاش دو رنگ گلاب چيست ؟
79- دارم سوال خواجه بفرما جواب چيست.آتش بدو رسيدن و بستن ، جواب چيست؟ سرماي زمهرير كه يخ بست او نبست
80-از همه جا خبر داره نه دست داره نه پا داره.مكان و منزلش زير زمينه!
81- اگر بر سر زند تاج مرصع.رو آتش مي زاري ، يخش مي بنده
82- كاسه چيني،آبش دو رنگه.درون او پر از بچه!
83- نه در داره نه دريچه.چار تا داداش تو يه قوطي
84- قوطي قوطي. سمر قوطي.سفيد كنم لباس و رخت
85- يه ميخ دارم دو سنگ تخت.فوري ميره پاي تو
86- بالا يك و پايين دو.هي قر بزن هي قل بزن
87- لبم به لبت،دستم به گردنت.دو روغن تو يه شيشه
88- اشيشه و مشيشه.آقا خوابيده دراز و باريك!
89- دالون دراز تنگ و باريك.چل عروس تو يه قوطي
90- چل قوطي چل بند قوطي.همه چادر سفيد قوم كلونتر!
91- از اون بالا مياد يه گله دختر.گرده،نه گردكانه!
92- زرده،نه زعفرانه.اگه جات داري.يكيشو وردار!
93- دستمال انار ، پيش زن سالار.كسي رو ندارم بشمره!
94- سيني دارم پر گشواره.صداش نعره ي شيره
95- خودش دسته ي بيله
96- آن چيست كه روز مي دود و شب پاسبان اتاق است؟
97- آن چيست كه امروز مهمان ماست، فردا نوبت شماست؟
98- آن چيست كه اگر از ارتفاع زياد به زمين افتد نمي شكند اما اگر در دخمه اي افتد مي شكند؟
99- آن كدام جانور است كه صبح با چهار پا ظهر با دو پا و عصر با سه پا راه مي رود؟
100- آن چيست كه روز و شب دستش را به كمرش زده وايستاده؟
101- آن چيست كه من يكي دارم تو دو تا داري شاه سه تا و پسر پادشاه نه تا؟
102- آن چيست كه در دنياست، دنيا هم دراوست؟
103- آن چيست كه تا اسمش را به زبان مي راني مي شكند؟
104- آن چيست كه هر چه آب در آن بريزند پر نمي شود؟
105- آن چيست كه هر چه مي دويم به آن نمي رسيم؟
106- آن كيست كه براي همه ي مردم لباس مي دوزد اما خودش لخت است؟
107- آن چيست كه ما تصور مي كنيم او را مي خوريم اما در حقيقت او ما را مي خورد؟
108- آن چيست كه شيرين است و طعم ندارد، سنگين است و وزن ندارد؟
109- آن چيست كه من مي روم و او مي ماند؟
110- آن چيست كه بي علم و دانش ،همه چيز را همانگونه كه هست آشكار مي سازد؟



تاريخ : شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 | 18:53 | نویسنده : مهدي بهمنی |

چنان رسم زمان از یادها برده‌ست نامم را

که دیگر کوه هم پاسخ نمی‌گوید سلامم را

 

به خون غلتیده‌ام در زخم خنجرها و با یاران

وصیت کرده‌ام از هم نگیرند انتقامم را

 

قنوتم را کف دست شراب انگاشتند اما

من آن رندم که پنهان می‌کنم در خرقه جامم را

 

سر سجاده‌ام بودم که گیسوی تو در هم ریخت

نظرهای حلال و آرزوهای حرامم را

 

فراموشی حریری از غبار افکنده بر سنگی

ازین پس می‌نوازد عطر تنهایی مشامم را

 

فاضل نظری، آن‌ها 



تاريخ : شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 | 17:0 | نویسنده : مهدي بهمنی |

فیلم جدید علی دایی:

هیس، 6 تایی ها فریاد نمی زنند..



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 | 19:44 | نویسنده : مهدي بهمنی |

آنان که پری روی و شکر گفتارند

حیف است که روی خوب پنهان دارند

دانی که چه حکمت است در زیر نقاب؟

تا زشت بپوشند و نکو بگذارند



دلی که معرفت کسبِ داغ را گم کرد

شناسنامۀ گلهای باغ را گم کرد

کسی که نام عزیز تو را ز خاطر برد

کلید پنجرۀ رو به باغ را گم کرد

هر آنکه بی تو سفر کرد طعمۀ موج است

چرا که در شب طوفان چراغ را گم کرد

مرا به سمت خیابان سبز عشق ببر

دلم نشانی آن کوچه باغ را گم کرد




موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392 | 17:29 | نویسنده : مهدي بهمنی |
به یکی میگن: با داشبرد جمله بساز.  میگه: یک روز داییم اومد بچه هاشو برداشبرد. 



استادهای دانشگاه رو بردن تو هواپیما
از بلندگو اعلام کردن که"
این هواپیما ساخت دانشجوهای شما هست..!
همه اساتید فرار کردن!
جز یه استاد
پرسیدن :چرا نشستی؟
استاد گفت:
اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه
که شک دارم پرواز بکنه
تازه اگه روشن شه


نابینا:مگه شرط نکردیم هرکدوم یه گیلاس از سبد ورداریم؟
بینا:آره چطور؟
نابینا:پس تو چرا سه تا سه تا میخوری؟
بینا:تو واقعا نابینایی؟
نابینا:مادرزاد
بینا:پس از کجا میدونی من سه تا سه تا میخورم؟
نابینا:چون من دوتا دوتا میخورم تو هیچی نمیگی!!!


زن مراد زنگ میزنه بهش میگه زود باش خودتو برسون بچه مون مداد قورت داده !
مراد میگه : الان راه می افتم …
زنش میگه تا تو برسی من چکار کنم ؟
مراد : با خودکار بنویس .


موضوعات مرتبط: لطيفه ها ، جوكستان ، ظنز و سر گرمي ، مسيج خنده دار
برچسب‌ها: مهدی بهمنی

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392 | 17:15 | نویسنده : مهدي بهمنی |












پ







تاريخ : دوشنبه سوم تیر 1392 | 16:9 | نویسنده : مهدي بهمنی |
میلاد منجی عالم بشریت مهدی موعود مبارک



تاريخ : یکشنبه دوم تیر 1392 | 21:55 | نویسنده : مهدي بهمنی |
ای زبان فارسی ای دردریای دری                 ای تومیراث نیاکان ای زبان مادری

      درتو پیدافرما فرهنگ ما ایین ما                 ازتوبرپا رایت دانایی ودانشوری



موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : چهارشنبه سوم آبان 1391 | 18:44 | نویسنده : مهدي بهمنی |

عبید زاکانی:

 

چو صبح رایت خورشید آشکار کند

ز مهر قبلة افلاک زرنگار کند

رسید موسم نوروز و گاه آن آمد

که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند



تاريخ : دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 | 14:30 | نویسنده : مهدي بهمنی |
سال نو دوستان بر شما مبارک

تاريخ : دوشنبه هفتم فروردین 1391 | 23:47 | نویسنده : مهدي بهمنی |

عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم
تقویمها گفتند و ما باور نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم . . .
********************************************
مرا به غیر تو نبود پناه مهـدی جان
که من گدایم و هستی تو شاه مهدی جان
در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز
نگشت حاصل من غیـر آه مهدی جان . . .
********************************************
مولای من که خلقت عالم برای اوست
عرش خدا ذره ای از خاک پای اوست
ای دل گمان مبر که برضوی و ذی طوی ست
انجا که جای غیر خدا نیست جای اوست . . .
********************************************

هر کجا سلطان هست، دورش سپاه و لشگر است
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است؟!
با خبر باشید ایچشم انتظاران ظهور
بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است . . .
********************************************
بگو چگونه تو تدبیر می کنی اقا؟
چرا در امدنت دیر می کنی اقا؟
دل تمامی عشاق دوره گردت را
چقدر ساده غزلگیر می کنی اقا؟
********************************************
ماییم و دلی زعشق رویت سرشار
ای مرد خدا! سوار آیینه تبار
هر فاصله ترجمان دلتنگی ماست
بازآ و همه فاصله ها را بردار . . .
********************************************
خواهی که در پناه کرامات سرمدی
ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی
لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را
با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .
********************************************
ما منتظران لحظه دیداریم
از عطر گل محمدی  سرشاریم
این حرمت و عزّت و سر افرازی را
از حُرمت انتظار مهدی(عج) داریم
********************************************
قائم آل نور، یا مهدی
عطر سبز حضور، یا مهدی
تا همیشه صبور می مانیم
در هوای ظهور، یا مهدی . . .
********************************************
سِرّی که فقط خدا از آن آگاه است
مهدی گل بی خزان آل الله است
ای منتظران حضرتش برخیزید
پیغام دوباره سحر در راه است . . .
********************************************
ای معطر ز عطر روی شما
باغ سبز بهار باور ما
با شما ما و یک جهان شادی
بی شما ما و یک دل تنها . . .
********************************************
جانی همه داغ انتظار است مرا
چشمی همه دم ستاره بار است مرا
از بس که گل لاله به دامن دارم
امید شکفتن بهار است مرا . . .
********************************************
ما زمزمه حضور را می فهمیم
معنای زلال نور را می فهمیم
از بس که به داغ انتظارت ماندیم
ای باوردل! ظهور را میفهمیم . . .
********************************************
از نسل گل و بهار و آیینه تویی
منظومه انتظار دیرینه تویی
ما منتظران وعده دیداریم
خورشید زلال روز آدینه تویی . . .
********************************************
تا نقش تو هست نقش آیینه ما
بوی خوش گل نشسته در سینه ما
در دیده بهار جاودان می شکفد
با یاد تو ای امید دیرینه ما . . .
********************************************
یک روز نسیم خوش خبر می آید
بس مژده به هر کوی و گذر می آید
عطر گل عشق در فضا می پیچد
می آیی و انتظار سر می آید . . .
********************************************
آهوی رمیده ای که بر می گردی
پیغام سپیده ای که برمی گردی
گفتیم شبی سیاه از غم داریم
انگار شنیده ای که بر می گردی . . .
********************************************
لبریز ترانه و نوایم با تو
از درد و غم زمان رهایم با تو
تو سبزترین بهار در جان منی
سبز است تمام لحظه ها یم با تو . . .
********************************************
یک عمر به انتظار ماندیم همه
غمدیده و بیقرار ماندیم همه
بازآ که شکست، دل ز یاد غم تو
بی روی تو بی بهار ماندیم همه . . .
********************************************
ای وسعت آسمان آبی
آیینه سبز آفتابی
رخشنده ترین ستاره عشق
ای کاش به شام ما بتابی . . .
********************************************
ای روشنای راه سبز رستگاری!
از چشمه چشم تو نور عشق جاری
می آیی از سمت حضور باور من
می آیی و پیغام سبز عشق داری . . .
********************************************
دیدیم ترا دوباره بر می گردی
از باغ پر از ستاره برمی گردی
گفتند که چاره نیست بر درد فراق
انگار! برای چاره برمیگردی . . .
********************************************
تا وعده قیامت تو صبر می کنیم
بر داغ بی نهایت تو، صبر میکنیم
ای از تبار آینه و آفتاب و عشق
تا مژده زیارت تو، صبر میکنیم . . .
********************************************
غریب آشنا ما را صدا کن
زدست غصّه دلها را رها کن
اسیر دردهای انتظاریم
به لطفی دردهامان را دوا کن . . .
********************************************
ایدل ایدل! آشنایی می رسد
ناله ها را هم نوایی می رسد
ما که از عشق و جنون آکنده ایم
کارمان آخر به جایی می رسد . . .
********************************************
ماندیم به داغ انتظارت، مددی
ما و غم ودرد بی شمارت، مددی
دلخسته از این غمی که در ریشه ماست
در آرزوی فجر بهارت، مددی  . . .
********************************************
ای راحت دل، قرار جانها برگرد
درمان دل شکسته ما، برگرد
ماندیم در انتظار دیدار، ای داد
دلها همه تنگِ توست آقا برگرد . . .
********************************************
ای نور خدا به وسعت آیینه
آگاه ز راز خلوت آیینه
یک لحظه بتاب در شب تنهایی
سوگند ترا به حرمت آیینه . . .
********************************************
دل گفت: زراه آشنا می آیی
از جاده سرخ کربلا می آیی
یک روز ز روزهای زیبای خدا
یک روز به دلجویی ما میآیی . . .
********************************************
دوست دارم که یک شب جمعه
صبح گردد به رسم خوش عهدی
ناگهان بشنوم زسمت حجاز
نغمه ی دلخوش انا المهدی
********************************************
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گرد


موضوعات مرتبط: شعر ، شعرمذهبي

تاريخ : جمعه دوازدهم اسفند 1390 | 9:46 | نویسنده : مهدي بهمنی |

نصف بد بختی های این دنیا


از فقدان صراحت و کتمان


حقیقت ناشی می شود


موضوعات مرتبط: مطالب ادبي ، شعر

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 | 9:35 | نویسنده : مهدي بهمنی |

رای مردهای مجرد باید مالیات سنگینی مقرر شود

چون این انصاف نیست که شادتر از بقیه زندگی کنند!

 

.

اس ام اس خنده دار

.

توماس ادیسون در بیانیه ای یاد آوری کرد

من فقط برق رو اختراع کردم

جان مادرتون واسه قبضش به من فحش ندین !

.

.

.اس ام اس خنده دار

 

مردی در سالن بدن سازی از مربی خود می‌پرسد:

با کدام دستگاه کار کنم؟

می‌خواهم آن دختر زیبا را تحت تاثیر قرار بدهم

مربی گفت : از دستگاه خودپرد از بیرون سالن استفاده کن !

.

.

.

طبق آخرین تحقیقات در سه ماه سال جاری

تنها درآمد ما … پدرمان بوده است !

.اس ام اس خنده دار

.

.

جهت ترویج فرهنگ اشتغال زایی ، هم اکنون شما به سرکار رفتید !

.

.اس ام اس خنده دار

.

عاشقانه ترین حرف دوران نامزدی

“اول تو قطع کن” !

.

.

.اس ام اس خنده دار

ﻣﻦ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﺎ یکی ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﯾﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯی هاﻡ ﻭ ﺑﺪﻡ ﺑﻪ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﺎ !!!

.

.

.اس ام اس خنده دار

مهمترین اعضای بدن “دل” و “دماغ”ند

که اگر دنیا را داشته باشی و این دو را نه، هیچ نداری !

.

.

.

هر وقت من کلید موفقیت رو پیدا میکنم

یه نفر قفل رو عوض میکنه !

اس ام اس خنده دار

.

.

.

سوال امتحانی تو شهر حیف نون : احمدشاه قاجار را فقط نام ببرید !

.

.

.اس ام اس خنده دار

چیستان :

آن چیست که هیچکس ندارد وهمه توقع دارند تو حتما آن را داشته باشی

جواب : اعصاب !

.

.اس ام اس خنده دار

.

خوبی که از حد بگذره طرف فکر میکنه خبریه

والا خبری نیست ما ذاتا خوبیم !

.

.اس ام اس خنده دار

.

دوست عزیز

خیلی مایلم دعوت شما را بپذیرم و به زندگی تان بیایم،

اما متاسفانه نمی توانم. لطفا برنامه های خود را بخاطر من تغییر ندهید!

با احترام فراوان

امضا:(شانس) !

.

.اس ام اس خنده دار

.

حیف نون میره رستوران فرنگی ،از گارسون میپرسه : غذا چی دارین؟

گارسون جواب میده:کاستی دگیلین کوفیتوستا با لیمو

حیف نون میگه : کاستی دگیلین کوفیتوستا با چی !!؟

.

.اس ام اس خنده دار

.

ای دخترانی که ملاک انتخابتان خودرو طرف است ،

بدانید و آگاه باشید که همانا پس از مدتی همچون روغن موتور آن خودرو تعویض می شوید !

.

.اس ام اس خنده دار

.

یک منبع ناشناس که نخواست نامش فاش شود،

خبری را اعلام کرد که نخواست پخش شود !

.

.

.

هیچ چیز بدتر از شماره‌هایی نیست که تو گوشیت سیو می‌مونند

فقط برای اینکه

اگه یه روزی دوباره تلفنت زنگ خورد، بدونی که نباید جواب بدی !

.اس ام اس خنده دار

.

.

حیف نون از دوستش میپرسه : توک چشم کجاست؟

دوستش میگه چشم که توک نداره

میگه:پس چرا خواننده میگه توکه چشمات خیلی قشنگه !؟!؟


موضوعات مرتبط: لطيفه ها ، جوكستان ، ظنز و سر گرمي

تاريخ : پنجشنبه هفدهم آذر 1390 | 18:0 | نویسنده : مهدي بهمنی |

گلمیشـه‌م فغـانـه، یانـه – یانـه عمّه

گؤزله‌ریم ساتاشدێ، خئیزه‌رانه عمّه

عمّـه بیر علاج ائیلـه

بۇ یزیده سن سؤیله

وۇرماسێن بابامێ (2)


 

قلبیم اوْدلانێبدێر، آته‌ش-ی-فراقـه

کیم وۇرار بۇ نوعی، خئیزه‌ران دوْداقه

گؤزله‌ریم فدا اوْل، قان آخان دوْداقه

یانمێشام فراقیندان

قان آخێر دوْداغێندان

وۇرماسێن بابامێ (2)

 

ظۆلم‌ ایله‌ن تالاندێ، خانمانیم عمّه

قانینه بوْیاندێ، باغبانیم عمّه

یاندێ ظۆلم الیله، آشیانیم عمّه

طشت-ی-زرده قان داشدێ

فاطیمه باشێن آشدێ

وۇرماسێن بابامێ (2)

 

وئر ایجازه عمّه، بۇ غریب-وْ-زاره

یالوارێم یزید-ی-شوم-ی-بد شوعاره

بۇ شیرین زبانه، ائیله‌سه نیظاره

ظۆلم ایله بئله دۇرماز

شاهه خئیزه‌ران وۇرماز

وۇرماسێن بابامێ (2)

 

سیننیم آزدێر عمّه، غرق-ی-نیسگیله‌م من

کشتی-ی-بلایه، امن ساحیله‌م من

رحم ائده‌ر دانێشسام، چون شیرین دیله‌م من

گؤرسه زۆلفیمی افشان

رحم ائده‌ر اوْ بی‌ایمان

وۇرماسێن بابامێ (2)

 

خئیزه‌ران اوْ باشێ، سالدێ پیچ-وْ-تابه

گلدی آیرێ غوصصه، بۇ دیل-ی-کبابه

گؤزله‌رینی آچدێ، باخدێ بیر روبابه

یاندێ قلبیمیز یاندێ

لبله‌ری دوْلۇ قاندێ

وۇرماسێن بابامێ (2)




تاريخ : جمعه یازدهم آذر 1390 | 17:16 | نویسنده : مهدي بهمنی |
عید غدیر خم


علی در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و ادم امیر است

                                      به عشق نام مولایم نوشتم

                                      چه عیدی بهتر از عید غدیر است

             عید سعید غدیر مبارک




تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 | 15:52 | نویسنده : مهدي بهمنی |

جک و لطیفه کودکانه

یک روز یه دختر کوچکی در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزی می کرد نگاه میکرد. ناگهان متوجه چند تار موی سفید در بین موهای مادرش شد. از مادرش پرسید : مامان چرا بعضی از تارهای موهای شما سفیده؟
مادرش جواب میده : وقتی تو یه کار بدی انجام میدی یکی از تارای موی من سفید میشه!
دختر کوچولو کمی فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهای مامان بزرگ سفیده!!

*****************

جوک کودکانه
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه ها عکس یادگاری بگیره. معلم هم داشت بچه ها رو تشویق می کرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت : ببینید چقدر قشنگه که سال ها بعد وقتی همه تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگویید: این احمده ، الان دکتره یا اون مهرداده الان وکیله .
یکی از بچه ها از ته کلاس گفت : این هم آقا معلمه الان مرده!!

*****************

جک کودکانه
بچه ها در نهار خوری مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یه سبد سیب بود که روش نوشته بود : فقط یکی بردارید خدا ناظر شماست. در انتهای میز یک سبد شیرینی و شکلات بود. یکی از بچه ها روش نوشت : هر چند تا میخواهید بردارید! خدا مواظب سیب هاست!!!

*****************

معلم:جمع درخت چی میشه
دانش اموز:جنگل؟؟؟؟

*****************

لطیفه برای کودکان
سال 2200 پسره از مامانش میپرسه مامان من چه جوری به دنیا اومدم. مامانش جواب میده از اینترنـت دانلودت کردم

*****************

جک برای کودکان
معلم: بگو ببینم آفریقا کجاست؟شاگرد: (با گریه) آقا اجازه، چرا هر وقت یک چیزی گم میشه از من می پرسید!؟

*****************

جوک مخصوص کودکان
معلمه انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه،معلمه ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد

*****************

لطیفه مخصوص کودکان
پدر: پسرم این گلها را از کجا آوردی؟پسر: از خونه همسایه.پدر: اون میدونه که تو گلهاشونو چیدی؟پسر: پس چی که میدونه، تا همین دم در داشت دنبالم میدوید

*****************

سایت مخصوص کودکان
معلم: چرا رفته هستم غلط است؟شاگرد: آقا اجازه، برای اینکه شما هنوز نرفته هستید

*****************

سرگرمی برای کودکان
معلمی در کلاس علوم از دانش آموزی پرسید:« با دیدن پای این حیوان، نام حیوان را بگو.» دانش آموز هر چه به پایی که در دست معلم بود نگاه کرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتی گفت: «بگو اسمت چیه تا برایت یک صفر بگذارم.» دانش آموز پایش را از کفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روی پای من بگویید اسمم چیه»

*****************

تفریح برای کودکان
معلمی از دانش آموزانش پرسید : اگر طول اتاقی پنج متر باشد و عرض آن سه متر باشد من چند سالم هست؟!!!! یکی از دانش آموزان گفت : 48 سالتونه. معلم گفت : از کجا فهمیدی؟ دانش آموز گفت : از اونجایی که یک پسرخاله دارم نیمچه خل هست و 24 سال داره. با این حساب شما 48 سال دارید!!! 


موضوعات مرتبط: لطيفه ها ، جوكستان

تاريخ : پنجشنبه پنجم آبان 1390 | 12:47 | نویسنده : مهدي بهمنی |

الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر .

الهى چون تو حاضرى چه جويم و چون تو ناظرى چه گويم .

الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب،

الهى آن خواهم كه هيچ نخواهم .

الهى اگر تقسيم شود به من بيش از اين كه دادى نميرسد فلك الحمد .

الهى ما را ياراى ديدن خورشيد نيست، دم از ديدار خورشيد آفرين چون زنيم .

الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم .

الهى انگشترى سليمانيم دادى انگشت سليمانيم ده .

الهى اگر از من پرسند كيستى چه گويم .

الهى هر چه بيشتر فكر مى كنم دورتر ميشوم .

الهى تو پاك آفريده اى ما آلوده كرده ايم .

الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار .

الهى فرزانه تر از ديوانه تو كيست .





تاريخ : یکشنبه یکم آبان 1390 | 16:38 | نویسنده : مهدي بهمنی |
مثل باد درصحرا             درشتاب بودی تو

   سوی نهر میرفتی            فکراب بودی تو

تشنه بودی ولب را          ذره ای نکردی تر

    ازتوتشنه تربودند              بچه های پیغمبر


موضوعات مرتبط: شعر ، شعرمذهبي

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 | 12:25 | نویسنده : مهدي بهمنی |
پیک خدا امشب می‌دهد ندا     تهدّمت والله ارکان الهدی
فرق علی از هم گردیده جدا
واویلا واویلا وا مصیبتا
****
نفس رسول الله شد نقش زمین     ناله زند از دل جبریل امین
قد قُتِل ابن عم المصطفی
واویلا واویلا وامصیبتا
****
افتاده در محراب قرص آفتاب     محاسن‌ مولا شدزخون خضاب
حضرت صدیقه شد صاحب عزا
واویلا واویلا وامصیبتا
****
سجاده خون گرید برمولاعلی     فریاد محراب‌است ذکریا علی
قرآن گشودند از فرق مرتضا
واویلا واویلا وامصیبتا
****

روی علی‌ازخون لاله‌گون شده     تمام دین نقش خاک ‌وخون‌ شده
دست خدا حیدر افتاده ز پا
واویلا واویلا وامصیبتا
****
حسین و عباس و زینب وحسن     پیراهن ماتم پوشیده به تن
دور پدر گردند با «یا ابتا»
واویلا واویلا وامصیبتا


موضوعات مرتبط: شعر ، شعرمذهبي

تاريخ : سه شنبه یکم شهریور 1390 | 2:16 | نویسنده : مهدي بهمنی |
قامت گردون به عزایت خم است     یا علی
زخم تو زخم جگر عالم است         یا علی
بر تو و بر زخم جبینت سلام           صبح و شام
با غم تو شادی عالم غم است         یا علی
رفت تن پاک تو ای جان پاک            زیر خاک
بی تو جهان خیمه‌ای از ماتم است     یا علی
بی تو رود بر فلک از قعر چاه            آه آه
چاه به غم‌های دلت محرم است        یا علی
سوخت ز داغت دل سوزان ما        جانِ ما
گریه به داغ دل ما مرهم است        یا علی
کعبۀ اسلام نهان در گل است         مشکل است
دیده یاران ز غمت زمزم است        یا علی
خون تو اشک بصر انبیاست            اولیاست
هر چه بگریند ز داغت کم است       یا علی
بهر نجات همه افروختی                سوختی
پاسخ تو ظلم بنی‌آدم است             یا علی
حق تو ای فرق تو از هم جدا          شد ادا
زخم جبینت سندی محکم است        یا علی
اینکه به شعرش شرر افروخته         سوخته
زخم سرت بر جگر «میثم» است      یا علی


موضوعات مرتبط: شعر ، شعرمذهبي

تاريخ : سه شنبه یکم شهریور 1390 | 2:14 | نویسنده : مهدي بهمنی |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.